تبليغاتX
کلبه عـــــــــــــــــــــــاشقانه ما

کلبه عـــــــــــــــــــــــاشقانه ما

سلام یار قدیمی دل:

تلخی جدایی های موقت از تو آنچنان دردآور است که دل هوس مردن می کند. ولی همیشه به دلم نهیب می زنم برای مردن هم باید باشی. بی تو حتی مردن هم خنده دار می شود. دلم مثل همیشه هوایی ست. سراغ تو را از خاطرات خوب و دوست داشتنی روزهای قشنگ گذشته می گیرد. ولی سر آخر حرفش جز این نیست که آن روز ها هر چقدر که زیبا و غیر قابل تکرار باشند خامی و ناپختگی را با خودشان داشتند ولی امروز...

حالا با اطمینان بی نظیری صحبت از عشقی می کنم که هرگز تا به این حد برایم مقدس و پرشکوه نبوده است. آن وقت ها تردید هایی بود. تردید رفتن و نماندن, دوست نداشتن, هوس, ترس از آینده....و حالا ماندیم و دوست داشتیم و هوس را از بین بردیم و آینده خوب یا بد به جز در کنار هم بودن نیست...

چه بخواهیم و چه نخواهیم از عشق زاده شدیم و با عشق می میریم. قلبمان گواه پیروزی عشق است. سلول های تنمان بوی عشق دارند و در خونمان تنها عشق عامل بقایمان است.یادمان باشد که در نهایت سختی ها پشت به پشت هم ایستاده ایم و جز عشق هیچ کس و هچ چیز نداریم.

صادقانه یادمان باشد عشق آشنایمان کرد و عشق هم باید جدایمان کند. دستمان رو شد. دلمان دستمان را رو کرد. چشمان را باز کردیم در ته آن جز صفا و صداقت و یکرنگی و عشق چیزی برای هم نداشتیم.

از خودمان نترسیم و از گفتن هم . عاشق باشیم نه معشوق...دوست بداریم و نه دوست داشتن را انتظار بکشیم. عشق را محفوظ بداریم و برایش به اندازه خوشبختیمان ارزش قائل شویم و قدرتی را که از هم داریم را همچنان حفظش کنیم. قدرتی که زندگیمان را با تمام تلخی ها شیرین می کند.

باور کن تا تو نخواهی شقاوت سنگ سکوت شیشه را نخواهد شکست.

دوستت دارم عـــــــــــــــــــلی جان

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 10:40  توسط SOOSAN  | 

عشقی نبود...عاشقی نبود...اصلا کسی نبود..
من بودم و گل یاسی که با قطره های تنهاییم سیراب می شد و عطرش هر روز فضای باغ را پر
میکرد.خانه ام باغی بود رویایی.که درش همیشه باز بود اما میهمانی نداشت.شبنم برگ گل یاسم
شادیم بود و نم نم باران اشکهایم ترانه ام...تا تو امدی...
ان روز پاییز بود ...من در اتاقم کنار پنجره نشسته بودم و به غروب فکر می کردم که ناگهان صدای
خش خش برگهای زرد باغ را که فروتنانه زیر پاهایت خرد می شدند را شنیدم...
یاس را که دیگر نگو .تاب عطر تنت را نیاورد و پژمرد...حالا تو بگو ایا می توان ان روز را فراموش کرد؟
روزی که به جای باران اشک.طنین زیبا و دلربای خنده هایت ترانه ساز ثانیه هایم شد
+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 14:48  توسط SOOSAN  | 

واي از شب مهتابي !


واي از شوق ديدار..

.
بي تو مهتاب شبي كوچه را ساختم...


سر اين كوچه نشستم...

 
از غم دوري تو شعر سرودم...


شوق ديدار تو بود، ديدار نبود!


عطر صد خاطره بود، ياد تو بود..

.
يادم آيد كه شبي، از اين كوچه گذر كردي!


شعر خواندي و نوشتي!


تو به من گفتی: حذر کن!


از این عشق، گذر کن!


وای... وای که بی تو


به چه حالی در اين کوچه نشینم..

.
به چه حالی بنویسم!

 
گر که خواهی خبر از عاشق آزرده بگیری،


سر این کوچه بیا!


شعر این کوچه بخوان!


شعرهایم همه تقدیم تو باد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 11:29  توسط SOOSAN  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 10:18  توسط SOOSAN  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 15:53  توسط alii  | 

شکسته دل برای تو نشسته ام به پای تو


هزار بار گفته ام که میشوم فدای تو

صدای سرد و خسته ام پراز سکوت نام توست


دمی نظاره کن مرا که غرقم از دعای تو

چه لحظه ایست انتظار ؟ دو چشم خیس و بیقرار


تمام من و هستی ام فدای خنده های تو

اگر تو ناز میکنی من استخاره کرده ام


که گر بلا شوی به دل به جان خرم بلای تو

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 12:47  توسط SOOSAN  | 

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی

نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم

 بر قلم و کاغذ می چکد ٬ لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار ... لمس کن

 لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ٬ لمس کن این با تو نبودن ها

را ٬ لمس کن ... لمس کن

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 9:42  توسط SOOSAN  | 

منتظرم باوفا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 20:27  توسط SOOSAN  | 

دوستت دارم

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی كلمه دوست داشتن!


دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!


دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می داری!


دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!


دوستت دارم همچو تكه ابرهای سفیدی كه در اوج آسمان آبی در حال عبورند!


دوستت دارم چون تو را میخواهم و تو نیز مرا می‌خواهی!


دوستت دارم از تمام وجودم، با احساس پر از محبت و عشق!


دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می كنی!


دوستت دارم، همچو رهایی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها،


همچو امواج دریا كه آرام به كنار ساحل می آیند و آرام نیز به دریا می روند،


همچو غنچه ای كه آرام آرام باز می شود و گل می شود،


دوستت دارم همچو چشمه ای در دل كوه كه آرام جاری می شود بر روی زمین و تبدیل به

آبشاری می شود كه از دل كوه سرازیر می شود!


دوستت دارم همچو مهتابی كه شبهای تیره و تار را با حضورش پر از روشنایی میكند!


دوستت دارم همچو باران! بارانی كه تن تشنه دنیا را جان میدهد و می‌شوید

!
دوستت دارم چون چشمانت این حقیقت قلبم را باور دارد!


دوستت دارم، چون تو آخرین امید زندگی منی، و لیاقت این دوست داشتن را داری!


دوستت دارم تا حدی كه قلبم و احساسم ظرفیت این ابراز دوست داشتن را نسبت به تو داشته

باشند!


دوستت دارم، چون با باوری عمیق در قلب من نشستی و مرا هدف و امید زندگی خود قرار

دادی!
دوستت دارم چون از زندگی و دنیا گذشته ای تا با من بمانی!


دوستت دارم چون نگذاشتی حتی یك قطره اشك از چشمانم سرازیر شود!


دوستت دارم چون كه یاری ام میكنی تا از این سیلاب زندگی به راحتی عبور كنم و خودم را در

 دشت آرزوهایم همراه با تو ببینم!


دوستت دارم فراتر از باور یك رویا و فراتر از باور یك حقیقت!


دوستت دارم، چون با اطمینان و اعتماد كلید قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی!


دوستت دارم چون كه با احساس پر از صداقت، قلم سردم را بر روی كاغذ زندگی میكشم و این

شعر و ترانه ها را برایت می سرایم!


نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همین قلب یك دنیا عشق و محبت در آن نهفته است

!
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن، این چشم یك دنیا اشك در آن است!


نگاه به چهره پریشان من نكن، این چهره، عاشق چهره توست!


دوستت دارم چون كه تو اولین و آخرین معشوق من هستی!


دوستت دارم چون زمانی كه دفتر عشق را می گشایی و میخوانی با خواندن نوشته هایم اشك از

چشمانت سرازیر می شود.


دوستت دارم چون از زندگی و دنیا گذشته‌ای تا با من بمانی....!

       

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:38  توسط SOOSAN  | 

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا" ‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی ... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا" دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم !

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه

نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم


اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای

من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟


نه! معلومه كه دلیل نمی خواد


پس من هنوز هم عاشقتم

عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:" من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق كامل و پخته میگه:" بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب

حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:37  توسط SOOSAN  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 9:30  توسط SOOSAN  | 

بذارکنارت بمونم

بذار کنارت بمونم بیا تا زندگی کنیم

خدا رو شاهد بگیریم با عشق بندگی کنیم

عاشق ترین باشیم واز جدایی حرفی نباشه

بذار تا از این عشقمون روزی قیامت به پا شه

قصه لیلی مجنونو بیا تا از سر بگیریم

حرف جدایی پیش اومد از غصه هر دو بمیریم

سر بذارم رو شونت و واسم تو جون پناه باشی

من اسمونت باشم تو هم یه قرص ماه باشی

قانون زندگی مونو رو اصل عشق بنا کنیم

واسه این که با هم بمونیم همیشه وقت دعا کنیم

خط بکشیم رو فاصله محو بکنیم تنهایی رو

شروع کنیم زندگی رو تموم کنیم جدایی رو

بذار کنارت بمونم بیا تا زندگی کنیم

خدا رو شاهد بگیریم با عشق بندگی کنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 18:7  توسط SOOSAN  | 

تاابدبرایم بمان

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي


آره بازم منم همون دیوونه هميشگي


فدايه مهربونيات چه ميکني با سرنوشت


دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت


حال من و اگه بخواي رنگ گلاي قاليه


جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه


ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه


از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه


ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون


فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون


فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي کشيدم


حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم


رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي


قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي


نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت


براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت


به خاطرت مونده يکي هميشه چشم به راهته ؟


يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟


من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره


بعدش خبر ميدن بيا که داره دوستت مي ميره


روزات بلنده يا کوتاه دوست شدي اونجا با کسي؟


بيشتر از اين منو نذار تو غصه و دلواپسي


يه وقت منو گم مي کني تو دود اين شهر غريب


يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب


فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه


غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه


چادر شب لطيفت تو از روت شبا پس نزني


تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشکني


اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون


منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون


راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم


رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم


از وقتي رفتي آسمونمون پر کبوتره


زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره


غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه


سرفه هاي مکررم ماله هواي دوريه


گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه


مثه يه بچه که باره اوله ميره مدرسه


تو از خودت برام بگو بدونه من خوش ميگذره؟


دلت مخواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره ؟


از وقتي رفتي تو چشام فقط شده کاسه خون


همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون


يادت مياد گريه هامو ريختم کناره پنجره؟


داد کشيدم ترو خدا نامه بده يادت نره


يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بذار برم


تو رفتي و من تا حالا کناره در منتظرم


امروز ديدم ديگه داري منو فراموش مي کني


فانوسه آرزوهامونو داري خاموش مي کني


گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست


با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست


عکسايه نازنين تو با چند تا گل کنارمه


يه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه


تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم


داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي ميارم


وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟


مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچوقت نگير؟


حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه


تو رفتي من غريب شدم چه دنيايه عجيبيه


زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه


ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه


تحملي که تو دادي ديگه داره تموم ميشه


مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟


دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار


تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار


فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم


به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم


اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب


که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب


مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن


نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 9:2  توسط SOOSAN  | 

1
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 8:24  توسط SOOSAN  | 

برای زنده بودنم تو بهترین بهانمی

     بـــــــــــهانه ترانه ساده عاشقانمی        برای زنده بودنم تو بهترین بهـــــــــــانمی

             تو مث یه روز قشتگ افــــتابی           اومدی به اسمون قلبم بتابی

                     اومدی از سرزمین ارزو                   نقره ای تر از شبای مهتابی 

             بهانه ترانه ساده عاشقنمی                    برای زنده بودنم تو بهترین بهانمی

             اومدی تا ستاره های اسمون                    بانگاه ناز تو مال من بشن

                 گلدونای اطلسی باغ دلت                      مهمون خونه خیال من بشن

            اومدی با یه دنیا قصه قشنگ                       اومدی اغوشم واسه تو باز بشه

       اومدیکه واسه همیشه زندگی ام                    تو بهشت رویاهات رها بشه

      مگه میشه نباشی تو حریر خاطرم                مگه میشه نگذری از کنار پنجره ام

مگه میشه بی هوا لحظه ای نفس کشید          مگه میشه بی چشات رنگ خوشبختی رو دید

       بهـــــــــــــانه ترانه ساده عاشقانمی         برای زنده بودنم تو بهترین بهـــــــــــــــانمی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 10:23  توسط SOOSAN  | 

چشم انتظارتم

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 10:21  توسط SOOSAN  | 

دوست دارم هوارتا

منو درگير خودت کن تا جهانم زيرو رو شه


تا سکوت هرشب من با هجومت روبرو شه


بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو مي رم


منو درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم


با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه


هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه


با من غريبگي نکن با من که درگير توام


چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام


با من غريبگي نکن با من که درگير توام


چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام


تو همين جايي هميشه با تو شب شکل يه روياست


آخرين نقطه ي دنيا تو جهان من همين جاست


تو همين جايي و هر روز من به تنهاييم دچارم


منو نزديک خودم کن تا تو رو يادم بيارم


با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه


هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه


با من غريبگي نکن با من که درگير توام


چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام


با من غريبگي نکن با من که درگير توام


چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصويرتوام

 

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم عــــــــــــــــــــلی جان

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 10:10  توسط SOOSAN  | 

دوستت داااااااااااااارم

اسم های متحرک عاشقانه  - TAKMAHFEL.COM
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 23:54  توسط SOOSAN  |